در نشست «چالشهای نگارش زبان فارسی در رسانهها» عنوان شد : پدیدهای به نام مسافرکش رسانهای!

سید فرید قاسمی که از او به عنوان «حافظه گویای مطبوعات ایران» یاد میشود، میگوید که این روزها بسیاری از خبرگزاریها باعث شدهاند تا روزنامهنگاری ایستاده تبدیل به روزنامهنگاری نشسته شود.
قاسمی همچنین از ظهور پدیدهای به نام «مسافرکش رسانهای» یاد میکند و اینکه چنین افرادی صبح خبرنگارند و شب روزنامهنگار!
به گزارش خبرنگار بخش رسانه ایسنا، پانزدهمین نشست از سلسه نشستهای تخصصی دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها با موضوع «چالشهای نگارش زبان فارسی در رسانهها» برگزار شد؛ این اولین نشست تخصصی سال 95 دفتر مطالعات وبرنامهریزی رسانهها بود که با حضور اساتیدی چون سید فرید قاسمی، فریدون صدیقی، علیرضا حسینیپاکدهی و حمیدرضا مدقق برگزار شد.
فریدون صدیقی مطرح کرد: رسانههای پاکیزهگو چقدر مخاطب دارند؟
فریدون صدیقی در سخنانی اظهار کرد: مهمترین چالش امروز رسانهها و به ویژه رسانههای مکتوب این است که دیده و خوانده نمیشوند و مخاطب آنها بسیار کم است؛ مخاطبانی که بیشتر تفننی، در جستجوی مطالبی هستند که جزو اهداف نخستین رسانهها محسوب نمیشوند.
او در ادامه به سخنانی از حسین انتظامی – معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد – اشاره کرد مبنی بر اینکه در حال حاضر قریب به 9 هزار نسخه روزنامه منتشر و قریب به 5 هزار نسخه خوانده میشود؛ این در حالی است که بالغ بر 4 میلیون دانشجو در کشور ما وجود دارد.
صدیقی همچنین در بخش دیگری از سخنانش چالشهای نگارش فارسی در رسانهها را در چهار مقطع پس از انقلاب اسلامی، پس از دفاع مقدس، دورهی اصلاحات و در چند سال اخیر که فضای مجازی دنیای رسانهها را متحول کرده است، مورد بررسی قرار داد.
این استاد روزنامهنگاری با بیان اینکه ما امروز بیشتر منتقد رسانهها شدهایم، اظهار کرد که باید از دیدگاه دیگری هم به این موضوع نگاه کنیم؛ کار رسانهها پاسخ به نیاز آنی مخاطبان است، پس در معرض غفلت و خطا قرار میگیرند و یادمان نرود که رسانه با مخاطب تعریف میشود. کار رسانه در وهله اول سرگرمی، بعد اطلاعرسانی و دانشافزایی است. کار روزنامه گاهی تخریب زبان و ادبیات است. لزوما حرفهای من به منظور تایید این بحث نیست، صرفاً میخواهم به بحث دامن بزنم و بگویم که از بعد دیگری هم میتوان به این موضوع نگاه کرد.
او با اشاره به برنامه «90» یادآور شد: از نظر من ادبیات فردوسیپور امروز هنجار شده است و همه آن را متوجه میشوند؛ باید به این موضوع توجه کرد که مخاطب رسانه، گذری است و در وهله اول میخواهد سرگرم شود و در خلال آن دانشی به دست آورد. این حرفهای من تعرض به این نیست که نباید حافظ زبان فارسی بود؛ اما واقعیت اجتماعی مسائل دیگری را هم به ما میگوید. الان باید دید، رسانههایی که پاکیزهگو و پاکیزهنویس هستند، چقدر مخاطب دارند؟ کار ما سرزنش کردن مخاطب نیست اما این نسل ادبیات دیگری دارد. باید توجه کرد هر رسانهای با مخاطبش تعریف میشود.
صدیقی اضافه کرد: از بنیان باید درستنویسی را اعتلا بخشید. اما آیا استادان ادبیات ما خودشان کتاب میخوانند؟ چرا همیشه روزنامهها را سرزنش میکنید؟ بنیانهای ما غلط است. روزنامهها در عین هنجارشکنی، هنجارساز هم هستند. اما از طرفی هم نباید ندانستگیهایمان را به اسم خلاقیت توجیه کنیم.
سید فرید قاسمی از دیگر سخنرانان این مراسم بود که به بررسی دورهبندی شیوههای نگارشی روزنامهها پرداخت؛ او اظهار کرد: در کشور ما نسل روزنامهنگاری به 180 سال پیش برمیگردد که هر دوره ویژگیهای خاص خودش را دارد؛ آداب نگارش در تمام ادوار هم تاثیرگذار بوده و هم تاثیرپذیر. به هر حال ما در هر دورهای با اعمال سلیقههای فردی مواجه بودهایم.
او خاطرنشان کرد: در دوره چاپ سنگی این اعمال سلیقهها چه در حوزه محتوایی و چه در حوزه صوری، بیشتر توسط خوشنویسان انجام میشد. در دوره چاپ سربی، این تاثیرگذاری توسط حروفچینها صورت میگرفت.
او با اشاره به روزنامهنگاری چاپی خاطرنشان کرد: در آن دوران روزنامهنگاران بیشتر در پی پالایش زبانی و تصحیح بودند و میتوان روزنامهنگاری در آن دوران را به دو سبک قدیم و جدید تقسیم کرد؛ چرا که بررسی تطبیقی زبان در آن دوره نشان میدهد که روزنامهنگاران به سمت سادهنویسی قدم برمیداشتند تا بتوانند مخاطبان بیشتری را جذب کنند.
او با اشاره به دورانی که به گفته خودش موسوم به مشروطه بوده است، یادآور شد: در آن دوران در همه زمینهها که شامل مطبوعات هم میشد، گشایش ایجاد شد اما این گشایش آفتی را به عرصه مطبوعات وارد کرد. از این جهت میگویم که آنقدر تأسیس یک روزنامه ارزان بود که شاعران، واعظان و سیاستمداران توانستند به راحتی پا به عرصه روزنامهنگاری بگذارند. حضور این افراد در این عرصه باعث شد که نثرهای جدیدی در نگارش رسانهای باب شود؛ مثل نثر منبری واعظان، نثر شاعرانه شعرا، نثر منطقی برخی سیاستمداران و نثر هتاکانه برخی سیاستمداران که حرفی برای گفتن نداشتند.
قاسمی اظهار کرد: البته در این دوران زبان روانی در روزنامهها به وجود آمد که باعث شد نشریات دوره اول مشروطه در میان مردم محبوب شوند و بسیار دیده میشد که بیسوادان روزنامه میخریدند تا افراد باسواد برای آنها بخوانند.
او با اشاره به دوره استبداد صغیر یادآور شد: در این دوره بیشتر روزنامهنگاران مجبور به مهاجرت شدند و این توفیق اجباری بود برای دانشافزایی آنها در عرصه روزنامهنگاری. در واقع این دوران را میتوان سرآغاز حرفهایگری در روزنامهنگاری برشمرد. از دیگر ویژگیهای این دوره افزایش تعداد بانوانی است که پا به این عرصه گذاشتند.
قاسمی همچنین متذکر شد: از دوره مشروطه تا تأسیس ایستگاه رادیو دوره دیگری است که خود تحولات زبانی زیادی را دارد. از ویژگیهای این دوره میتوان به بلوغ مجلهنگاری اشاره کرد. همچنین در این دوره مجلاتی منتشر شدند که هدفشان عربیزدایی از زبان فارسی بود. پس از آن در دهه 20 ادبیات جدیدی وارد عرصه روزنامهنگاری شد که بیشتر حزبی بود.
او در ادامه مطلب بالا اضافه کرد: زبان هتاکانه و عریاننویسی که گاهی در مطبوعات امروز دیده میشود ریشه در دهه 20 دارد که ادبیات حزبی باب شده بود. از آن پس از سال 32 تا 57 دوره جدیدی است که تجارب روزنامهنگاران و آموزش روزنامهنگاری بسیار مورد توجه قرار گرفته بود. از سال 57 تاکنون نیز دو سال ابتدایی انقلاب، دوران جنگ، دوران اصلاحات و ورود فضای وب از دیگر دورههایی است که بر تحول نگارش رسانهای تأثیرگذار بودهاند. اما در میان همه آنها بیشترین تحول به ورود رسانههای شارژی تعلق دارد.
قاسمی در ادامه با اشاره به ورود رسانههای شارژی بیان کرد: با ورود فضای وب، رسانهها از تولیدکننده به مصرفکننده تبدیل شدند. بسیاری از خبرگزاریها باعث شدند تا روزنامهنگاری ایستاده تبدیل به روزنامهنگاری نشسته شود. تحقیقی نشان میدهد که 83 درصد از مطالب مجلات ما تولیدی نیستند. این آثار و عوارضی است که فضای وب با خود آورده است. این که نام خبرگزاری را حذف و خبر را منتشر کنیم، روزنامهنگاری نیست.
او متذکر شد: اینها همه نتیجه تولید متمرکز است که با آداب انجام نمیشود. منظورمان تنها غلطهای املایی نیست. ما دیگر از این حرفها گذشتهایم. متأسفانه این روزها بیمبالاتی محتوایی در نگارش روزنامههای ما وجود دارد. اینکه هر مسؤولی هر حرفی میزند را مینویسیم و بدون اینکه آنها را از فیلتر عقلی خودمان عبور دهیم، روزنامهنگاری نیست.
قاسمی اظهار کرد: ما از خبرنگاران انتظار معجزه نداریم. این روزها افرادی که در عرصه رسانه فعالیت میکنند مسافرکشان رسانهای هستند که صبح خبرنگارند و شب روزنامهنگار. باید بیشتر به زیرساختها توجه کرد. معتقدم بخشی از یارانههای مطبوعاتی را باید صرف زیرساختها کرد تا بتوانیم یک پایگاه اطلاعاتی داشته باشیم و خبرنگاران با مراجعه به آن اطلاعاتشان کامل شود. تا زمانی که این اتفاق نیفتد مشکلاتی از این دست هم حل نخواهد شد.
حمیدرضا مدقق از دیگر سخنرانان این مراسم بود که در سخنانی مشکلات نگارش در رسانهها را به زیرساختهای آموزشی مربوط دانست که از ابتداییترین مقاطع تحصیلی وجود دارد.
او در بخشی از سخنانش اظهار کرد: افرادی که وارد عرصه روزنامهنگاری و ارتباطات میشوند، باید حتما ذوق ادبی داشته باشند. علاقه به خواندن کتاب، فیلم دیدن، شناخت ادبیات معاصر ایران و جهان و علاقه به روزنامهخوانی از ویژگیهایی است که دانشجویان این رشتهها باید از آنها بهرهمند باشند؛ این در حالی است که فارغالتحصیلان مقطع دیپلم ما گاهی حتی یک نامه نمیتوانند بنویسند یا دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و دکترا هنوز با پاراگرافبندی آشنا نیستند.
او با تأکید بر اینکه کتابی برای نگارش فارسی در رسانههای ما وجود ندارد، اضافه کرد: البته فرهنگستان زبان و ادب فارسی مقالهای را منتشر کرده و مسائل نگارشی را در آن توضیح داده است، اما ضمن احترام به افرادی که برای این مقاله تلاش کردهاند در مواردی تکلیف را مشخص نکردهاند. به نظرم این مقاله رسانهای نیست و نیاز به بهروزرسانی دارد. متأسفانه به دلیل برخی مسائل مثل رقابتهایی که رسانهها با هم دارند، نسبت به این مسائل بیتوجه بودهاند.
مدقق با اشاره به نظریه مسئولیت اجتماعی یادآور شد: به نظرم باید کارگروهی متشکل از نمایندگان رسانهها و جمعی از استادان فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی دور هم جمع شوند و یک کتاب روشمند که شامل نگارش و تلفظ درست باشد را تدوین کنند.
او در پایان سخنانش با بیان اینکه در حال حاضر رسانهها باید به سمت همپوشانی رسانهای بروند، اظهار کرد: رسانهها باید صوتی، مکتوب و تصویری باشند و در واقع مشابه آن چیزی که امروز در شبکههای اجتماعی شاهد آن هستیم.
همچنین علیرضا حسینی پاکدهی در سخنانی با تاکید بر اینکه رسانهها در حوزه نگارش با مشکلاتی مواجه هستند و با اشاره به نبود زبان معیار در رسانهها یادآور شد: مشکل نبود زبان معیار به کتابهای درسی ما در مدارس بازمیگردد. ما هنوز نتوانستیم یک شیوه را حداقل در کتابهای درسیمان اعمال کنیم، چه برسد به روزنامهها. معتقدم برای گریز از این مشکل باید یک اتفاق نظر به وجود بیاید.
او با اشاره به بخشی از سخنان سید فرید قاسمی درباره سیر تحول تاریخی نگارش در رسانهها، اظهار کرد: به عنوان نمونه در دورهای از روزنامهنگاری ما به جز چند نشانهی اصلی نگارشی، از سایر آنها استفاده نمیشد. ولی پس از آن این نیاز احساس شد و افراد تصمیم به استفاده از این علایم گرفتند و امروز هم هرچند به صورت آشفته، ولی از آنها استفاده میشود.
حسینی پاکدهی در ادامه سیاستزدگی، تجارتزدگی، عدم گردن نهادن به تخصصگرایی و اختلاف سلایق را از مهمترین عواملی دانست که در وضعیت امروز رسانهها تاثیرگذار بودهاند. او در همین زمینه با اشاره به تجارتزدگی رسانهها از رسانه ملی به عنوان یک شرکت رسانهای یاد کرد.
او همچنین به عدم گردن نهادن به تخصصگرایی اشاره و اظهار کرد: امروز زبان را هر کسی هر طور که بخواهد استفاده میکند؛ به قول اندیشمندی «ما چون نمیتوانیم اصول و قوانین زبان را رعایت کنیم، به بهانه بلاغت پردهای بر روی جهالت خودمان میکشیم.»
این استاد علوم ارتباطات در بخشی از سخنانش به وضعیت علوم نگارشی در ایران و عدم توجه مناسب به آن پرداخت.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |



