اخبار رسانه

انتظامی، انتظامی است ولو قدرش را ندانید

✍️سیف اله یزدانی مدیر مسئول روزنامه عصر اقتصاد
شاید کمتر کسی از اهالی مطبوعات به اندازه ای که من با دکتر حسین انتظامی فاصله مواضع سیاسی دارم، داشته باشد و از زوایای مختلف فکری، روحی و سیاسی ایشان را بشناسد.
به عبارت ساده تر ارتباط و مراودات بنده با حسین انتظامی به هیچ وجه حلقه های وصل سیاسی، گروهی، مالی و بنگاهداری ندارد.
اما ارتباطات نزدیک به 8 سال گذشته این را به من ثابت کرده است که در حوزه مروت، اخلاق، جوانمردی و انصاف جزء افراد کم نظیر در حوزه فعالیت های رسانه ای است.
در آثاری که از وی مطالعه کرده ام و جلسات متعددی که داشته ایم، یک فصل مشترک دیگری نیز با وی احساس کردم و آن توجه جدی به موازین علمی اقتصاد و مدیریت رسانه است که در سطحی بهتر و قوی تر از بنده بدان اِشراف دارد.
دوران مسئولیت وی به عنوان معاون امور مطبوعاتی وزارت ارشاد یکی از شفاف ترین و رشد یافته ترین دوران مطبوعات کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است.
مروری بر تعداد مطبوعات در حال انتشار، میزان پرونده های قضایی و نحوه برخورد هیات نظارت بر مطبوعات از یک سود و روش کثرت گرایی و اندیشیدن بر مشکلات مطبوعات به همراه تشکل ها و صاحبنظران حوزه مطبوعات، به خوبی سعه صدر و نگاه جامع و غیر سیاسی ایشان را به نمایش می گذارد تا آنجا که یک روز به استاد بزرگوار جناب آقای مسجد جامعی گفتم: به نظر شما اصلاح طلبان از پست معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد چه انتظاری داشته و دارند که این انتظامی اصول گرا تأمین نکرده است؟
که ایشان با لبخندی صحت عرایض مرا تأیید کرد.
متأسفانه پیدایش طبقه اَشراف مطبوعات با تعدادی کمتر از انگشتان دست، با شروع تاخت و تاز بر علیه حسین انتظامی همراه شده است. از شبهات مالی، سیاسی تا خودسری و ناتوانی انواع اتهاماتی بود که اَشراف مطبوعاتی متوجه وی می کردند و کسانی که خود را لامبورگینی و بنز مطبوعات و دیگران را پراید و ژیان می دانستند، عملاً از انتظامی توقع داشتند که مجری منویات و خواسته های ویژه آنان باشد و مقاومت وی در مقابل این ویژه خواهی های پرطمطراق را به حساب حرف گوش نکردن از مطبوعات تلقی می کردند.
انتظامی در دوره وزارت صالحی ها، متواضعانه و درویش مآبانه کمک فکری و عملی هردو وزیر بود و در حوزه مطبوعات تمام فشارهایی که از نهاد های خارج از وزارتخانه به مطبوعات می آمد را یک تنه تحمل می کرد و کمتر دیده شده بود که لب به گله و شکایت در پیش دیگران باز کند.
متأسفانه بدنه مطبوعات کشور بخصوص نشریات استانی که درسایه تدابیرو نیک اندیشی های انتظامی ازمهجوریت ومطرودیت خارج شده اند، گویا فکرمی کنند انتظامی برج و باروی غیرقابل تسخیر دیگری دارد و نیازی به حضور قدرشناسانه آنان نیست.
شاید آنان ندانند اما من شاهد مقاومت سرسختانه اَشراف مطبوعاتی برای جلوگیری از شفاف سازی مالی یارانه ها بوده ام؛ همان ها که در پیش مقامات ارشد دولت، مجلس وبین اصحاب جناح ها برعلیه انتظامی از تخریب و تخطئه کم نگذاشتند.
متاسفانه، لامبورگینی ها وبنزهای مطبوعاتی بدون رعایت انصاف و جوانمردی برای دورکردن انتظامی از حوزه مطبوعات و فرهنگ در جاده اخلاق ورود ممنوع هم می روند.
انتظامی در دوران فترت و دوری از مناسب دولتی نشان داد که کارآفرین است و عُرضه تأمین معاش خود را در حد اعلای یک متخصص رسانه ای به خوبی می داند.
بنابراین به آقای دکتر عباس صالحی و باقی دلسوزان مملکت عرض می کنم؛ حسین انتظامی برای حسین انتظامی بودن نیازبه تعریف وتمجید بنده و لطف و مرحمت کسی ندارد ، اما اگرکسی یا کسانی قدروی را ندانند و از توانایی های وی برای تمشیت امور فرهنگی استفاده نکنند، دو ظلم را مرتکب شده اند.
ظلم اول همراهی و هم داستانی با اشراف مطبوعات برای قدر ناشناسی و تخریب یک چهره ملی. و ظلم دوم محروم کردن جامعه از خدمات صادقانه، عاملانه و سلامت یک فرهیخته جوانمرد.
ما ایرانی ها از این جهت مرده پرستیم که مباد آدم زنده بعد از تعریف و تمجید ما دچار خطا هایی شود که دون قدرشناسی های ما باشد. اما من آنچه را که نوشتم، تجربه شخصی از کمالات و مظلومیت یک انسان شریف است و در آینده هر اتفاقی هم که بیافتد، از آنچه که گفتم نادم نخواهم بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *