آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند
قرار است در زمانی اندک از مشکلات عدیده در حوزه رسانه سخن گویم. آن هم درست زمانی که دهها معظل ریز و درشت هر صبح خود را به رخ میکشد تا یادمان باشد در دوران سختی نفس میکشیم.
نیک میدانید روزنامه نگاری در همه بلاد و سرزمینها کاری بس دشوار است و در سرزمین ما دشوارتر .خصوصا این که اگر بخواهی خودت باشی, بی آن که سهمی از بازارهای مکاراهِ شهرت و شهوت نوشتن از هر دری، از آن تو باشد.
در این راه, باید هزار نکته و حرف آموخته شوی و تعطیلی بیش از چند نشریه در کارنامه ات خودنمایی کند تا مطمئن باشی هنگام عبور از خطوط قرمز ، آن هم لنگ لنگان پایت از خط بیرون نمیزند. هنوز توقیف مطبوعات امری محتمل است و با یک تلفن ساده می شود مانع از درج مطلبی در رسانه شد. محدودیتهای فراتر از قانون هنوز اعمال میشود. امنیت شغلی در این حرفه متزلزل است، نه فقط با تعطیلیهای قضایی, که این روزها تعطیلی نشریات بواسطه مشکلات اقتصادی هم شده است قوز بالا قوز
.
کافی است بدانیم در کشور 88 میلیونی ما نه تنها روزنامه ای با تیراژ میلیونی پیدا نمیشود بلکه تیراژ 200 روزنامه سراسر کشور نیز به زحمت به ۸۰۰ هزار نسخه می رسد.
تلخ است که بدانیم در همین کشور پنج میلیون دانشجو در حال تحصیل هستند ولی ما نمیتوانیم با بهرهگیری از رسانه ها از این سرمایه عظیم در توسعه و پیشرفت فرهنگ کشور بهرهمند شویم. اگر همه 800 هزار نسخه روزنامه را فقط به دانشجویان اختصاص دهیم مفهومش این است که 4میلیون و 200هزار دانشجوی بدون روزنامه یا روزنامه نخوان داریم.
کافیست بدانیم تنها در دهه هشتاد 850 پرونده مطبوعاتی منجر به صدور حکم شده است.که از قضا از میان آنها 63 پرونده به مدیران مسئول زن تعلق داشته ، زنانی که از لغو امتیاز بی نصیب نمانده و تعدادی از آنها به شلاق و حبسهای تا دوسال و تعدادی دیگر به محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی طولانی محکوم شدند.. وقتی به یک روزنامهنگار با سابقه میگویند حق نوشتن و فعالیت نداری یعنی پس برو بمیر.
گفتنی است 1200 مدید مسئول زن در کشور فعالیت داشته و نیمی از روزنامهنگاران زن هستند .
خوب است بدانیم اکثر مدیران رسانه چنان خودسانسور شده اند که تنها به اخبار چند خبرگزاری اکتفا میکنند و تولید محتوا را تعطیل کرده اند.
همه این ها گویای این است که مطبوعات ما از رمق و رونق افتاده است. وجود رسانهها ی آزاد و پویا ست که جامعه را به سمت توسعه و پیشرفت سوق میدهد.
1- بي ترديد يكي از مشخصه هاى جامعه توسعه يافته حضور رسانه های پویا و رسانه هاى جمعي تاثیر گذار است.
2- حضوررسانه هاى رنجور ، بي گمان خبر ازجامعه نحيف وضعيف درمشاركت هاى اجتماعي مي دهد.
3- باوراين است براى برون رفت از وضع ملتهب ، رويكرد ستيزه جو, انفعال ويرانگر وخشم كور نسل جوان بايد و مي بايد ، زيست رسانه اى؛ شاداب ، رهرو. پويا وجويا شود ودرتحقق اين خواسته بايد به اعتماد سازىً رسيد.
اما چگونه ؟پاسخ ساده است. تنها رسانه هاى آزاد مى توانند مبلغ ومبشر اين خواسته باشند.
نكته قابل تامل دراين پويش راستين رسانه اى ، اهميت دادن به نقش زنان روزنامه نگاراست.
نقشي كه نه مديران رسانه ها آن رابه شايستگى جدى ميگيرند و نه دولت عنايتي به آن دارد.
آيا بايد اميدوار بود؟ من در میان خیل عظیمی از همکاران ناامیدم، امید دارم.
شما چه آقای رییس جمهور؟
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |



