بیانیه هیأت داوران نخستین جشنواره «تأمیناجتماعی و رسانه»

هیات داوران نخستین جشنواره تامین اجتماعی و رسانه، با صدور بیانیه ای، ضمن تقدیر از دستاندرکاران این جشنواره، چشم به رفع کاستیهای یادشده از طرف رسانهها و روزنامهنگاران دوخته است و امید به تقویت روزنامهنگاران و رسانهها از سوی مسوولان ذیربط دارد.
به گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان تامین اجتماعی، در متن این بیانیه که توسط دکتر مجید رضاییان قرائت شد، آمده است:
یکم) جامعه، «تأمین» میخواهد یا مخاطب؟ «تأمینگران و روزنامهنگاران»، هر دو، یک فصلِ مشترک دارند: یکی، جامعه را در چتر حمایت خویش قرار میدهد، آن یکی، مخاطبانِ درون همین جامعه را، تأمین آگاهی میکند و به پیش میبرد.
آن هنگام که پای «آینده» به میان میآید، این روزنامهنگاران هستند که «اکنون» را به آینده پیوند میزنند. اگر این اکنون، به درستی «بازخوانی» نشود، سرمایه آینده، به باد خواهد رفت. آیندهی هر جامعهای جدای از «تأمینهای اجتماعی- روانی و اقتصادی» به «تأمینهای فرهنگی و سیاسی» نیز، بسته و وابسته است. از این روست که «تأمینگران» و «روزنامهنگاران» – هر دو دوشادوش هم – یک کار مشترکِ ارتباطی میکنند. ارتباطات از جنس نگاه عدالتمحور، برای تأمین آینده و ارتباطات از جنس نگاه آگاهیمحور، برای درک اکنون.
دوم) جامعه، «خدمت» میخواهد یا مخاطب؟ «خدمتگران و روزنامهنگاران»، هر دو یک فصل مشترک دارند: یکی، جامعه را «بیمه و درمان» میکند، آن یکی، مخاطبان درون همین جامعه را، «مصونیت» میبخشد و «درمانِ آرامش» را، به ارمغان میآورد.
آن هنگام که پای «بیمهگری» به میان میآید، پیش و بیش از هر چیزی «فرهنگ بیمه» خودنمایی میکند. فرهنگی که میتواند نگاههای زیرساختی ما را به این مقوله متحول کند. روزنامهنگار چه میکند؟ او نیز، در صدد است تا از طریق رسانهها، سطح این فرهنگ و آگاهی را بالا و بالاتر ببرد، تا جایی که جامعه به آرامشِ لازم دست یابد. «آن حرکت بیمهای» و «این حرکت رسانهای – فرهنگی» وقتی با هم جمع میشود، جامعه ما بیمه خواهد شد. بیمهای که میتواند مؤلفههای یک «جامعه سالم و استاندارد» را، به ارمغان آورد. از قضا روزنامهنگاری تخصصی، وظیفهای جز این ندارد. در روزنامهنگاری تخصصی، روزنامهنگاران در قالب کارشناس، حرکت میکنند و در ژانر روزنامهنگاری تحلیلی – با پرسش به پاسخهای چگونه و چرا- تحولِ فرهنگی جامعه را پی میگیرند، تا جاییکه آن «بیمهی واقعی» – با ایجادِ جامعهای پویا – تحقق یابد.
سوم) جامعه،«حامی» میخواهد یا مخاطب؟ «حمایتگران و روزنامهنگاران»، یک فصل مشترک دارند: یکی، نیروهای مولد جامعه و بازنشستگانِ دردمند ما را زیر چتر خویش میگیرد، آن یکی، مطالبات همین اقشار را – به عنوان مخاطب – پی میگیرد و در کنفِ حمایت خویش در میآورد.
آن هنگام که پای «حمایتگری» به میان میآید، باید به ساختن جامعهای بیندیشیم که برای این حمایتگری به «توانمندی درونی» تکیه داشته باشد. این حمایتگری، از جنس حمایت پایدار است که در یک روند تدریجی تا سقف سی و چند سال، از آوردههای خود حمایتشونده – چه بازنشسته و چه بیمهشده – تأمین منابع شده است. بنابراین، «تکنیکهای روزآمد و استانداردِ حمایتگری» – برگرفته از تجارب کشورهای توسعهیافته – در قالب قوانین مصوب و در افق سند چشمانداز ٢٠ ساله کشور تا ١٤٠٤، در حال تحقق است. با همه فراز و فرودهای این مسیر و نقاط قوت و کاستی موجود، این رسانهها و روزنامهنگاران هستند که میتوانند روند حمایتگری اجتماعی ما را – لحظه به لحظه – مطالبه کنند و با نگاهی کارشناسانه و نقادانه با هدف تحقق آن، پی بگیرند. آن «حمایتگری اجتماعی» و این «حمایتگری رسانهای» میتواند مانند قطعاتِ یک پازل، تصویری منسجم را در برابر ما ترسیم سازد.
چهارم) جامعه،«توسعه» میخواهد یا مخاطب؟ «توسعهگران و روزنامهنگاران» یک فصل مشترک دارند: یکی، «توسعه پایدار» را – در گسترهای اجتماعی- دنبال میکند، آن یکی، راههای تحقق آن توسعه را برای مخاطبان همان جامعه، مدام «جستوجو» میکند.
آن هنگام که پای «توسعهمحوری» به میان میآید، ما از مدلهای مختلف توسعه سخن به میان میآوریم، اما آنچه که آینده را تضمین میکند، «مدل توسعه بومی و برگرفته از تجارب موفق جهانی» است. به همین دلیل گفته میشود که «توسعه اجتماعی» پیوندی وثیق میان «توسعه اقتصادی» با «توسعه فرهنگی- سیاسی»، برقرار میکند. روزنامهنگاران نیز، با جستوجوگری در لابلای «رویدادها» از یک سوی و «سوژهها» از دیگر سوی، میکوشند تا ابعاد متفاوت همین توسعه اجتماعی و نیز توسعه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را، بهدرستی بشناسند و به مخاطبان نشان دهند. آن «توسعه اجتماعی» و این «توسعه جستوجوگرانه و رسانهای»، ما را از تزلزل و نگاههای مقطعی به در میآورد و جامعهای پایدار و توسعهیافته را به ارمغان خواهد آورد.
با تحلیل پیشگفته و نکات چهارگانه، ارزیابی هیأت داوران از آثار رسیده به نخستین جشنواره تخصصی «تأمیناجتماعی و رسانه» به شرح زیر فهرست و تقدیم میشود:
آثار رسیده در رشته گزارشهای خبری، از وجه تولیدی کمتری بر خوردار بود. متأسفانه بار گزارشهای خبری همچنان متکی به خبرهای «وی گفت – وی افزود»، است که سایه این نوع از تنظیم گزارش خبری، همچنان بر سر رسانههای ما سنگینی میکند. با این وجود، به دلیل وجه تخصصی و کارشناسی این حوزه، در اندک آثاری شاهد گزارشهای خبری تولیدی بودیم که کافی به نظر نمیآید.
در رشته گزارشهای تحلیلی، شاهد آثار نسبتاً پربارتری بودیم. اگر چه چندی است، اساساً گزارشنویسی در رسانههای ایران از قوام و قدرت پیشین برخوردار نیست و از نظر «محتوایی، پرداخت و ادبیات» نیاز به استحکام بیشتری دارد، با این وجود به نظر میرسد، آثار رسیده در رشته گزارشهای تحلیلی میتواند مقدمهای باشد که در جشنواره سالهای پیش رو، شاهد آثار پربارتری باشیم.
آثار رسیده در رشته مصاحبه، هم از تنوع بیشتر و هم از چالش مناسبتری برخوردار بودند. از آنجا که عنصر چالش در مصاحبه میتواند به این فرم از روزنامهنگاری جان بیشتری ببخشد، هیأت داوران بر این باور است که روند ایجاد شده در مصاحبهها، همچنان میبایست تقویت شود.
آثار رسیده در رشته یادداشت، امیدوارکننده بود؛ امیدی که از وجه کارشناسی محتوایی برخی از یادداشتهای رسیده حکایت میکند. هیأت داوران بر این باور است که روزنامهنگاری تخصصی در حوزه تأمیناجتماعی به فرمهایی مانند یادداشت، وابسته است. بنابراین، تقویت وجه کارشناسی در کنار وجه خبری در این حوزه یک نیاز مبرم است که در یادداشتها میتواند به خوبی خود را نشان دهد. تنها نکتهای که باقی میماند این است که هیأت داوران شاهد «یادداشتهای جریانساز» نبود. لذا برای سالهای پیش رو، ضرورت دارد تا سطح یادداشتهای امیدوارکننده امروز، به آن حد ارتقا یابد که از دل یادداشتهای آتی، جریانسازیهای مثبت و حرفهای را شاهد باشیم.
مقالات داوری شده، به هیچ وجه نظر هیأت داوران را برآورده نساخت. اگر اندک امیدواری در فرمهای مصاحبه و یادداشت شاهد بودیم، در مقالات داوری شده، هیأتداوران با آثاری ناامیدکننده مواجه شدند. امید میرود، در جشنواره پیش رو، شاهد رشد کیفی این فرم و استفاده از نظرات کارشناسی داخلی و استانداردهای بینالمللی در حوزه تأمیناجتماعی باشیم، زیرا غنای این فرم، سبب خواهد شد تا بتوانیم، همپای با تحولات و شاخصهای کشورهای توسعهیافته در این حوزه، حرکت کنیم.
آثار رسیده در رشته عکس، گرچه از گستردگی و تنوع برخوردار نبود، اما نشان میداد که ما از ظرفیتهای شایستهای برخورداریم که شاید همه آن ظرفیتها، ظهور نکرده است. هیأت داوران معتقد است، این حوزه به عکسهای خاص و ویژه خود نیازمند است، عکسهایی که میتواند گاه به تنهایی سوژهآفرین باشد و فرمهایی چون خبر، گزارش و مقاله را در این حوزه تخصصی و کارشناسی، بیش از پیش احیا کند. بر کسی پوشیده نیست که گستردگی حوزه تأمیناجتماعی با ٤٢ میلیون مخاطب، نیاز به احیای فرم عکس در ابعاد مختلف رسانهای و نیز از طرف خود مخاطبان در شبکههای اجتماعی دارد.
هیاتداوران حجم و گستره فعالیت رادیو و تلویزیون به عنوان رسانه ملی در عرصههای مربوط به تامیناجتماعی را مؤثر و قابل قدردانی میداند اما با توجه به اهمیت و فراگیری رادیو و تلویزیون و همچنین تامیناجتماعی در میان همه اقشار و مشاغل و تاکید اسناد بالادستی به این موضوع مهم، ضرورت دارد بیش از پیش به این موضوع توجه و پرداخته شود.
کلام آخر اینکه؛ هیأت داوران با تقدیر از دستاندرکاران این جشنواره، چشم به رفع کاستیهای یادشده از طرف رسانهها و روزنامهنگاران دوخته است و امید به تقویت روزنامهنگاران و رسانهها از سوی مسوولان ذیربط دارد.
هیاتداوران نخستین جشنواره تأمیناجتماعی و رسانه:
فریدون صدیقی، علیاکبر قاضیزاده، محمدمهدی فرقانی، مجید رضائیان، حسن نمکدوست و اکبر نصراللهی
مردادماه ١٣٩٥
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |



