اخبار رسانه

روزنامه‌نگاری عرق‌ریزان روح است

کارگاه روزنامه نگاری
بحث سخت و خطرناک بودن شغل خبرنگاری سال‌ها است که در کشور ما با چالش رو به ‌رو است. پونه ندایی – دبیر تحریریه روزنامه «ستاره صبح» – نیز در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، از سختی‌های شغل روزنامه‌نگاری می‌گوید.
متن یادداشت او به شرح زیر است:
«طبق اعلام سازمان ملل، روزنامه‌نگاری جزو مشاغل خطرناک و بر اساس قانون کشورمان، جزو مشاغل سخت به حساب می‌آید. میزان زیان‌آوری این شغل از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. روزنامه‌نگارانی که در منطقه جنگی خبر تهیه می‌کنند، یا آن‌ها که در کشورهای عقب‌مانده یا سرکوب‌گر سعی در بیان گرفتاری‌ها و پرده‌برداری از تخلف‌ها دارند، هریک با نوعی از دشواری روبه‌رو می‌شوند. آن‌ها جان خود را بر سر آگاهی‌بخشی به مردم از دست می‌دهند و اگر هم جان سالم به در برند، در میانسالی به دلیل سابقه پرفراز و نشیب شغلی، از سلامت روحی کافی برخوردار نخواهند بود. در یکی از همایش‌های روزنامه‌نگاری که در کره جنوبی حضور داشتم، روزنامه‌نگاری از بنگلادش می‌گفت: در کشورش روزنامه‌نگارانی هستند که به خاطر نوشتن یک مقاله، دو سال است جرأت خروج از دفتر روزنامه را ندارند! زیرا می‌ترسند توسط گروه‌های ناشناس خلافکار ترور شوند.
روزنامه‌نگاری، در کشور ما که دوره‌های مختلفی را از سر گذرانده، اکنون با چالش‌ جدی روبه‌روست. از بحران مخاطب گرفته تا اداره بنگاه‌های مطبوعاتی، از رقابت ناممکن مطبوعات خصوصی با مطبوعات شهرداری گرفته تا نبود امنیت شغلی برای خبرنگاران، همگی نشان از شدت بی‌توجهی به این حوزه شغلی دارد. در کشور ما حوزه فرهنگ، آخرین جایی است که به آن نگاه می‌شود. البته همواره گروه‌های فرصت‌طلبی هستند که به اسم کار فرهنگی، وقت و بودجه را صرف ساختن ویترین‌های فرهنگی می‌کنند.
حوزه فرهنگ، اساس و ریشه بقای یک کشور است. فرهنگ ریشه‌دار ما که همواره محل تضارب و عبور آرا و افکار جهانیان بوده، این روزها در حاشیه نفس می‌کشد. گردش پول در حوزه فرهنگ آنقدر پایین است که چشم‌اندازهای کوتاه‌مدت آن را هم به سختی می‌توان مدیریت کرد.
این روزها بحث به رسمیت شناختن زیان‌آوری شغل روزنامه‌نگاری مطرح است و مرجع آن قاعدتاً باید سازمان تامین اجتماعی باشد. امید است که این بحث مثل گذشته هر از گاهی مطرح نباشد و این بار نتیجه دلخواهی برای روزنامه‌نگاران در پی داشته باشد.
ممکن است عده‌ای با خود بیندیشند، مگر روزنامه‌نگاران چه کار می‌کنند که زیان می‌بینند. درست است که روزنامه‌نگاری این روزهای ایران، بیشتر پشت مانیتورها اتفاق می‌افتد، اما باید در نظر گرفت که روزنامه‌نگاری در ذات خود نوعی عرق‌ریزان روح است. روزنامه‌نگار به عنوان یک موجود زنده خود را حذف می‌کند. اخبار را رصد می‌کند. مردم را در نظر دارد. مشی بنگاه مطبوعاتی خود را در نظر دارد. مصالح کشور را در نظر دارد. و از این میانه باید بر مدار حقیقت و آگاهی‌بخشی بگردد، بنویسد، حرفه‌ای باشد، باهوش باشد، آگاه باشد و از افتادن در دام جریان‌های به دور از این حرفه، خود را مصون نگه دارد. چنین فردی که نام روزنامه‌نگار را بر پیشانی خود دارد، فشار زیادی برای فهمیدن و عبور دادن آگاهی از مجرای ممکن رسانه خود تحمل می‌کند.
روزنامه‌نگاری در واقع شغلی زیبا و پرهیجان است. این حرفه هیچ‌وقت تکراری نمی‌شود و آدم‌های آن دارای بینش خاصی هستند. آن‌ها زیستن در لحظه را تمرین می‌کنند و به از دست دادن لحظه‌ای شغلشان عادت دارند. روزنامه‌نگاران امنیت شغلی را جست‌وجو نمی کنند. شاید برای همین است که کمتر برای احقاق حق خود مبنی بر زیان‌آور شناخته شدن این حرفه و بازنشستگی زودهنگام تلاش کرده‌اند.
وقت آن است که بزرگان و مسئولان فرهنگی خودشان به فرزندان این کشور توجه کنند، وگرنه این حرفه بیش از پیش رو به افول می‌رود. کما این‌که در جو خسته‌کننده این روزهای حرفه ما، آرام آرام نیروهای حرفه‌ای پا پس می‌کشند و جای خود را به روزنامه‌نگارنماها می‌دهند.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *