دبیر سرویس پایداری روزنامه ایران: دوگانگیهای موجود در زمینه فرهنگ ایثار، جامعه را بی باور میکند

ما در درجه اول باید آسیب شناسی کنیم. بایستی یک نقشه واقعی از حضور ایثار و کمرنگ شدن ایثار پیدا و ترسیم بکنیم، شاید ما بگوییم ایثار کمرنگ شده است، ولی شاید نشده باشد.
اسماعیل علوی یگانه دبیر سرویس و صفحات پایداری روزنامه ایران است. وی از روزنامه نگاران قدیمی و پر سابقه حوزه دفاع مقدس است که بیش از ربع قرن در ابن وادی فعالیت میکند. علوی یگانه هنگام جنگ در روزنامه جمهوری اسلامی بود و بعد در نشریات متعددی کار کرد و اکنون سالاست که سکان هدایت سرویس پایداری ایران را به عهده دارد با او در باب ایثارگری در جامعه کنونی و نخستین مراسم اهدای نشان و جایزه ایثار گفتو گویی کردهایم که در ادامه می خوانید:
به عنوان یک روزنامه نگار نظرتان راجع به راههای گسترش فضای عمومی ایثارگری در جامعه چیست؟
نه تنها به عنوان یک روزنامهنگار بلکه به عنوان یک شهروند و کسی که دراین جامعه در حال زندگی است، علاقمند به گسترش فرهنگ ایثار برخواسته از معنویت و نوع دوستی هستم. به طریق اولی وقتی دسترسی به رسانه دارم و میتوانم بنویسم، رسالت خود میدانم که در این رابطه تلاشی هم داشته باشم.
وضعیت عمومی ایثارگری درجامعه کنونی چگونه است؟
جامعه یک وقتی تحت تاثیر پدیدهای به نام دفاع مقدس بود، در آن زمان یک مرکزیتی بود که فرهنگ ایثار و شهادت بدون هیچ دغدغهای مورد حمایت و پشتیبانی قرار میگرفت. در آنجا نیروهایی تربیت می شدند، روحیاتی پرورش پیدا میکرد، و آن روحیه و تربیت شدگانِ آن فضا و فرهنگ به شهرها میآمدند و به طور طبیعی آن پدیده از این نظر که بسیار سازنده بود، میتوانست تغذیه صحیحی داشته باشد. در تغذیه فرهنگ ایثار وقتی منشائی به آن گستردگی را از دست دادیم، اکنون ناچاریم که پشتوانههای دیگری برای آن پیدا کنیم، برای اینکه این پشتوانهها را پیدا کنیم بایستی کمی مشابه سازی کنیم، در واقع بازسازی کنیم پس از اینکه عناصر ایثارگری را دوران دفاع مقدس باز شناسی کردیم باید که در رشد علمی بتوانیم با این عناصر آن را بازتوانبخشی کنیم و این مستلزم یک کار روشمند و یک کار علمی است که نهادهایی به فکر بیفتند و این کار را انجام بدهند.
رسانهها چه تاثیری میتوانند در نهادینه کردن ارزشهای دیگرخواهی و ایثار داشته باشند؟
مسلماً رسانه به طور عام اعم از رسانهی دیداری، شنیداری، منبر و رسانههای نوشتاری، چه کتاب چه نشریات، مستقیما در فرهنگ سازی دخالت دارند. روزنامهها و رسانههای نوشتاری هم به طور حتم در ساختن این فرهنگ تاثیر مستقیم دارند که انشااله اهتمام جدی تری در این جهت داشته باشند و به وظیفه و نقش خودشان جدیتر عمل کنند.
شما به عنوان یک فرد رسانهای چه پیشنهاداتی برای تقویت ارزشهای ایثارگرانه در فضای عمومی جامعه دارید؟
ما در درجه اول باید آسیب شناسی کنیم. بایستی یک نقشه واقعی از حضور ایثار و کمرنگ شدن ایثار پیدا و ترسیم بکنیم، شاید ما بگوییم ایثار کمرنگ شده است، ولی شاید نشده باشد، ما گمان می بریم که ایثار کمرنگ شده است، ولی در مترو میبینیم که جوانها به احترام مسنترها بلند میشوند و جایشان را به مسنترها میدهند. اول باید دید که در جامعه کمرنگ شدن فرهنگ ایثار چقدر واقعیت دارد، حال اگر که پیدا کردیم، یعنی نقشهای ترسیم شد و ما فهمیدیم که کجاها آسیب دارد، آن وقت بیاییم و آسیب شناسی کنیم، آسیب شناسی هم به نظر من محوریترین نکتهاش تضعیف دیگرخواهی به نفع خودخواهی است. یک جاهایی ما خودخواهی را به نفع دیگرخواهی ترجیح دادیم، این خودخواهی باعث می شود ما از ایثار فاصله بگیریم و فرهنگ ایثار در جامعه تضعیف بشود.
برگزاری مراسمی مثل اهدای نشان و جایزه ایثارو رسانه چقدر میتواند در تشویق روزنامهنگاران برای کار روی ارتقای فرهنگ ایثارگری در جامعه نقش داشته باشد؟
این کاری است دو سویه، اگر که خوب عمل نشود، نهادهایی که دارند خوب عمل میکنند و برای فرهنگسازی تاسیس شدهاند، مورد حمایت قرار میگیرند، تغدیه مالی و حمایتهای مالی میشوند، اینها به دلایل اینکه نتوانستند صداقت خودشان را ثابت کنند، متکی بر بودجه عمومی میشوند و هیچ عملکرد مثبتی ندارند، یا اگر عملکردی داشته باشند، بسیار بسیار علمکردشان اندک است. اگر این تشکیلات جدید هم بخواهد، کاری بکند، مسیری طی کند، خب مسلما تاثیری نخواهد داشت، منوط به این نیست که تا نهادی تاسیس شد، چون تاسیس شد، ما بگوییم مفید فایده هم هست. نه اینطور نیست.
ما اکنون نهادهایی داریم که از یک طرف دعوت به دوستی میکنند، ولی میروند جای دیگر، عملی مغایر آن چیزی که خودشان تبلیغ می کنند مرتکب میشوند. این دوگانگیها جامعه را بی باور میکند. هنجاریهایی درجامعه متجلی میشود در نهادهایی که ارزشهای بنیادین را مورد حمایت قرار میدهند. اگر این هنجارها توسط همان سازمان، همان نهاد، یک جای دیگر با یک رفتار ناهنجاری متجلی بشود و آن را جامعه مخاطب ببیند مسلماً بی باور میشود و تاثیر آن نهاد متمایل به صفر میگردد. اگر این تشکیلات بخواهد چنین مسیری را طی کند. مسلماً میتواند تاثیرش را از دست بدهد.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |



