آنچه البته به جایی نرسد…

در برخی از متون و نوشتههای گزارشی و انتقادی و خبری نشریات کشور، شوربختانه اغلاط فاحش املایی و خطای دستوری و مشکلات ویراستاری دیده میشود که گواه بر بیاطلاعی نویسندگان آن نوشتهها از درک صحیح معانی لغات و فهم درست اصطلاحات و حتی عدم آشنایی با شکل درست واژگان فارسی و خاصه عربی است. همان واژگان که همواره در نوشتارهای روزانهی نشریات به کار گرفته میشود.
به نمونههایی از خطاهای دستوری و املایی میپردازیم:
1- استفاده از یک واژهی عربی و یک واژهی فارسی به صورت مضاف و مضافالیه یا صفت و موصوف مانند: ممنوع الکار – کریه السخن و …
2- استفاده از تنوین برای واژههای فارسی مانند: خواهشاً – گاهاً و …
3- تغییر رسم الخط از شکل وضعی به شکل صوتی مانند: مثلن – اولن و …
4- تنویندار کردن لغات فارسی مانند: دوماً – سوماً و …
5- عدم آگاهی در نوشتار و به ویژه تلفظ حروف شمسی و قمری (ال)
6- غلط نویسی املایی و شکل واژگان مانند: تأثر = تعسّر – تأسف = تعسّف
7- عدم آگاهی از بن واژه و مصادر واژگان مانند: گزاردن و گذاشتن که اغلاط زیادی را سبب میشود. مانند سیاستگذار – بنیانگذار که غلط است (اگر نهادن با جسمیت باشد، گزار با (ذ) و بدون جسمیت با (ز) است.
8- استفاده از لغات جعلی و ساختگی در زبان فارسی است که به وسیله برخی از نویسندگان و یا بدعتگزاران دینی مانند ملافیروز تنکابنی که با ابداع یک دین جعلی و یک زبان ساختگی که از زبان پهلوی و اوستایی نمونهبرداری و در کتاب دساتیر آسمانی آنها را شرح و معنی کرده است آغاز شده و سپس در کتابهایی چون: فرهنگ آنندراج – فرهنگ ناظمالاطباء – دبستان المذاهب – پروز نگارش – مجموعههای
ایران کوده و در نشریاتی چون: نامهی پارسی – مجله ی پیمان – مجلهی پرچم و در اشعار و آثار کسانی چون احمد کسروی – فتحعلی خان صبا – فرصت الدولهی شیرازی – و استادان نوگرای زبان فارسی مانند دکتر محمد مقدم (مغدم) و… که به بیراهه رفتهاند. اما اشتباه و خطای آنان توسط استادان دانشمندی چون ابراهیم پورداود – محمد معین و … طی سلسله مقالات و سخنرانیهای مبسوط بر ملا و فاش شده و بیمایگی و بیریشه بودن آنها نمایانده و گزارش گردیده است.
و چه بسیارند آنانی که در طی سالیان متمادی در کسب علوم و فنون خاصه در متون و مفاهیم ادب و فرهنگ کوشیدند و با بهرهگیری از آثار پدیدآورندگان شاهکارهای زبانی و کلامی بر دایرهی معارف خویش افزودند و برخلاف آن دسته از داعیه داران فرهنگ و دارندگان مدارک دانشگاه ندیده، با خوشهچینی از خرمن دانستههای بدیع و بیبدیل صاحبان ذوق و پژوهندگان صاحب نام خطهی فرهنگ و ادب و هنر، عرصهی دانایی خویش را گستردند.
کار مطبوعات کاری حساس و جهتیاب است. مطبوعات چون دیگر شاخههای نشر، پایههای علم و فرهنگ و هنر را مستحکم و یا سست میکند. آنچنان که فرهنگ جامعهای را میسازد و یا برعکس آن را به ورطهی نابودی میکشاند.
و اکنون مسوولیت چنین رسالتی به عهده کیست؟ چه کسی باید سره را از ناسره باز شناسد و با شناخت تواناییها و در نتیجه تشویق و ترغیب پدید آورندگان شایسته، امتیازی بایسته بدانها بخشد.
بیگمان متصدی این امور برای جامعهی مطبوعات کشور، ارگانی جز هیات محترم نظارت بر مطبوعات نتواند بود. لذا آنچنان که این ارگان کارآمد، بار مسوولیت فکری و ادبی و علمی جامعه فرهنگی کشور را بر دوش افراد درخواست کنندهی نشریات میگزارد، شایسته آنست که تمهیداتی به کار گرفته شود، تا صاحبان امتیاز و مدیران مسوولی را برگزینند و بدانها پروانهی انتشار اعطاء فرمایند که علاوه بر توانایی در زمینهی مورد درخواست، دستور زبان فارسی و فن ویراستاری را بدانند و در نوشتههای خود اعمال کنند. اگر هیات محترم نظارت بر مطبوعات صلاح و صواب بداند، آزمون زبان و دستور فارسی و فن ویراستاری و یا تشکیل کلاس های آموزش فنون موضوعه (پیش پروانه) میتواند راهحلی برای معضل فراگیر غلطنویسی و بیمعنی نویسی گردد.
صالح و طالح متاع خویش نمودند تا چه قبول افتد و که در نظر آید
بامداد جویباری
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |



