روي سياه كاغذ

فاطمه گنج کریمی
سال83 و92 را ميتوان سالهاي بحراني كاغذ در ايران ناميد. در اين سالها بحران زیادی در حوزه کاغذ پدید آمد و مساله به حدی رسید که برخی از ناشران به ورشکستگی رسیدند و نتوانستند در آن اوضاع بحرانی، کتاب چاپ کنند. بعد از آن گرانیها، دولت یازدهم که در ابتدای کار و فعالیت بود، با راهکارها و تسهیلاتی که ارائه داد، کمی اوضاع متشنج بازار کاغذ را آرام کرد اما این راهکارها منجر به كاهش قیمت کاغذ به صورتی که به ناشران کمک کند، نشد. در آن سالها، کاغذ از بندی 30 هزار تومان در اسفند سال ۹۰ به بندی 90 هزار تومان در اسفند 91 رسید! این روند صعودی تا سال 92 ادامه داشت و بعد با تسهیلات ارائهشده قیمت کاغذ تحریر تا حدودی افت کرد و به بندی 54 هزار تومان رسید اما در هفتههاي گذشته دوباره با رشد دو برابری قیمت هر بند کاغذ به 120 هزار تومان رسیده است؛ قیمتی که در تاریخ نشر برای کاغذ تحریر بیسابقه بوده و كمبود كاغذ نيز اين معضل را چندبرابر كرده است. اين موجب شده تا حدود هفت یا هشت روزنامه به دلیل اینکه کاغذ ندارند، چاپ نشوند يا از تعداد صفحههاي خود بكاهند. به عقيده كارشناسان و فعالان حوزه مطبوعات، دلايل متعددي بحران كاغذ را در ايران به وجود آورده است. از دلايل این اتفاق ميتوا ن به افزايش قيمت دلا ر وكاهش چشمگير كاغذ از سوي بزرگترين توليدكننده آن که بهشدت باعث بحران و افزایش قیمت کاغذ در این مدت شده است، اشاره كرد. اين مساله در سالهاي گذشته وجود داشته و كم سابقه نيست و تکرار آن مشخص میکند که راهکاری برایش در نظر گرفته نشده است. براي موشكافي اين مساله با سعيد تقي پور، مدير كل سابق مطبوعات داخلي كشور به گفت و گو پرداختيم تا دليل بروز بحران كاغذ را با ديدگاه تازهتري جويا شويم كه مشروح آن را در ادامه ميخوانيد:
آيا بحران كاغذ در كشور زمان رياست شما نيز وجود داشت؟
نيمه دوم سال 82 بود كه كل بودجه مربوط به يارانههاي كاغذ كتاب بيرون آمد كه به دلايل فني و مسائلي كه ميان سازمان برنامه و وزارت ارشاد وجود داشت، اعتبار براي سهميه كاغذ روزنامهها جذب نشد؛ به همين خاطر كاغذ وارداتي هم سفارش داده نشده بود. آن زمان يارانه كاغذ به روزنامهها به صورت مابهالتفاوت نرخ ارز و براساس تيراژ سهميه (12 یا 20 هزار دلار ) داده ميشد. يعني ارز ارزان به قیمت اختصاص ميدادند كه مابهالتفاوت آن را وزارت ارشاد پرداخت ميكرد؛ بنابراين روزنامهها هيچكدام نميتوانستند به شكل آزاد كاغذ وارد كنند اما به هر صورت سازمان برنامه و بودجه و وزارت ارشاد از محلي كه بايد كاغذ روزنامهها را تامين ميكرد، اين بودجه را اختصاص ندادند. البته هنوز اين مشكلات بين سازمانها و سازمان برنامه و بودجه در تخصيص بودجه وزارت ارشاد وجود دارد و برخي مواقع با كسري تخصص اعتبارها مواجه ميشود.
شما با اين بحران چه كرديد؟
آن زمان به عنوان مسئول، تقلا و سماجت به خرج داديم و نگران وضعيت مطبوعات بوديم و با معاونتهاي سازمان برنامه مكاتبههايي انجام داديم. حاصل اين پيگيريها و تلاشها اين بود كه 90 درصد كسري را توانستيم تا پايان سال 83 (50 درصد كه كم شده بود) با حمایت رييس دولت اصلاحات و وزیر وقت، مسجد جامعی برطرف كنيم. به اين ترتيب تا اواخر سال 83 اين بودجه را به سبد مطبوعات برگردانديم و خلايي راكه در تامين كاغذ روزنامهها (6ماه تحمل كردند) وجود داشت،پركرديم. به اين صورت اعتبارات تا پايان سال 83 تامين شد. ارشاد كاغذ مورد نياز را از طريق سفارشاتي كه به شركتهاي تجاري داشت، تامين ميكرد و با وجود تجربهاي كه وجود داشت، منتظر تخصيص اعتبارات و بودجه دستگاهها از سوي دولت نمانديم زيرا واردات كاغذ از زمان ثبت سفارش تا ورود به بازار در بهترين حالت چهار ماه طول ميكشد. به دليل اينكه کاغذی که در ایران مصرف میشود، سایز متفاوتي دارد؛ پس باید بر اساس پيشبيني كاهش موجودي و موارد ديگر سفارش زودتر صورت بگيرد. به اين ترتيب سال 83 با توجه به بحراني كه به وجود آمده بود از سازمان برنامه، وزارت بازرگاني، بانک مرکزی و خزانهداري كل كشور مجوز گرفتيم تا پيش از اينكه بودجه اختصاص داده شود، كاغذ مورد نياز را براي سال 84 سفارش بدهيم. با كمك سازمان بازرگاني دولتي ايران كه پيش از ادغام زيرمجموعه وزارت بازرگاني بود، اين اتفاقها صورت گرفت و براي پرداختيها نيز از وزارت كشور تنخواه گرفتيم. ارديبهشت سال 84 كه منتظر بودجه بوديم، كاغذ سفارش داده شده به كشور وارد و توزيع شد. آن روزها بازار در كمال آرامش و تعادل بود حتي واردكنندگان نيز از اين وضعيت خرسند بودند. اين اقدامات تقلاي مضاعف مسئولان را ميخواست كه آن زمان به خوبي انجام شد. با تقلا و دقتنظر مسئولان وقت كه زودتر در جريان هشدارها و اتفاقها قرار ميگيرند، ميتوان جلوي بحران را گرفت و آن را مديريت كرد تا انبار مطبوعات خالي نماند اما بحران كاغذ در حال حاضر متفاوت است.
چه عواملي در ايجاد بحران موثر هستند؟
در حال حاضر چندين عامل در بحران امروز كاغذ موثر هستند كه بخشي از آن مربوط به عوامل خارجي ميشود. از جمله عوامل خارجي، اين است كه بزرگترين شركت چيني توليدكننده كاغذ روزنامه به دلايل محيطزيستي توليد خود را متوقف كرده است و زمان بازگشت آن به چرخه توليد مشخص نيست؛ زيرا آلايندگيهايي داشته و ملاحظات زيستمحيطي باعث شده كه اين كارخانه تعطيل شود. به دنبال اين اتفاق، عرضه بازار كاهش پيدا كرده است؛ زيرا روسها كه يكي ديگر از بزرگترين توليدكنندگان به شمار ميروند، تعهد دادند كه به چين كاغذ وارد كنند؛ بنابراين عرضه كاغذ در جهان كاهش پيدا كرده است. از مجموع سبد واردكنندگان كاغذ به بازار جهان، چين سهم عمدهاي داشت و زماني كه اين سهم از بازار خارج ميشود، اين خودبهخود بر قيمت كاغذ نيز تاثير ميگذارد. عوامل ديگري نيز همچون نزديك شدن به جام جهاني فوتبال، تقاضا را افزايش ميدهد زيرا روزنامههاي ورزشي در اين مواقع مصرف بيشتري دارند. كاغذ 525 دلار در هر تن بوده كه با قطع واردات شركت چيني و عوامل ديگر، اين هزينه به 575 دلار ميرسد؛ بنابراين تا اينجا حدود 10درصد افزايش قيمت داشته است. در كنار اين موضوع افزايش قيمت دلار هم وجود داشت. دلار نيز بيشتر از 10 درصد (يعني500 تومان) افزايش پيدا كرد و از 3700 تومان به 4200 تومان رسيد. اين قيمت را در ارزش دلار ضرب كنيم، بيش از 12درصد افزايش را شاهديم كه با 10درصد افزايش قيمت كاغذ، به 22درصد افزايش ميرسيم. در شرايط بحراني اگرچه بايد قيمت 25درصد افزايش پيدا ميكرد اما نهتنها قيمت افزايش پيدا نكرده است بلكه شاهد كمبود كاغذ نيز هستيم. در داخل كشور مصرف افزايش پيدا نكرده و سوالي كه مطرح ميشود، اين است كه دليل بحران كاغذ چيست؟ با محاسبهاي ميتوان به برخي مسائل پي برد؛ با افزايش 25درصدي روي 2400 تومان (800 تومان افزايش قيمت) قيمت كاغذ به 3200 تومان خواهد رسيد. يعني كاغذ وارداتي اگر جايگزين شود، با قيمت 3200 به فروش ميرسد. در اين ميان افرادي كه از اين موضوع اطلاع دارند، سعي ميكنند كاغذ ارزانتر راكه حاصل سفارشهاي قبلي و در زمان فراواني وارد بازار شده با قيمت 525 دلار خريداري كنند. اين موضوع البته سوداگري و احتكار در بازار كاغذ را به همراه دارد.
چرا بازار به يكباره وارد بحران شد؟
اكنون بزرگترين مصرفكننده كاغذ در كشور، روزنامه همشهري است؛ زيرا هم تعداد صفحهها و نيازمندي زياد بوده و هم تيراژ آن بالاست. اين روزنامه اتفاقي را در شهريور رقم ميزند كه بحران كاغذ را تشديد ميكند. اين اتفاق از كارخانه كاغذ مازندران سرچشمه ميگيرد. اين كارخانه هر سال در خصوص تعرفه پايين خود اعتراض ميكند و معتقد است كه كاغذ روزنامه ارزان قيمت و بايد براي حمايت از توليد داخل ،تعرفه واردات افزايش پيدا كند تا توليد به صرفه باشد. در اين زمينه كميسيوني براي تعرفههاي گمركي وجود دارد و تصميمهايي نيز از سوي دولت گرفته ميشود اما كارخانه مازندران در اين كميسيون موفق به افزايش تعرفه نشد كه توليد خود را متوقف ميكند. اين كارخانه بين صد تا 120هزار تن ظرفيت دارد و 80هزار تن توليد ميكرد و مصرفكننده عمده آن نيازمنديهاي همشهري بود. از آنجايي كه كاغذ نيازمنديهاي همشهري توسط اين كارخانه تامين ميشد، نيازمنديهاي همشهري براي تامين نياز خود به سرعت به بازار داخل مراجعه ميكرد. اين روزنامه مناقصهاي را منتشر كرد و كاغذ موجود در بازار داخل را خريداري كرد. بخشي از اين كاغذها توليد كارخانه مازندران و بخشي از آن كاغذهاي وارداتي ذخيره در انبارها بود كه آذوقه روزنامههاي ديگر به حساب ميآمد؛ بنابراين اين هجوم تقاضا به بازار داخلي ظرفيت محدودي داشت و موجب استارت افزايش قيمت شد. اتفاق ديگري نيز رقم خورده كه كمتر ديده ميشود. تمام مديران مطبوعات در جريان هستند كه اگر كاغذ را با هر قيمتي و در هر شرايطي سفارش بدهيم، چهار ماه فرصت لازم دارد كه به دست مصرفكننده داخلي برسد. حالا سوالي كه مطرح ميشود، اين است كه چرا همشهري با كمبود كاغذ مواجه شده و مناقضه گذاشته است؟ چرا پيشتر به فكر كمبود ذخيره و سفارش كاغذ نبوده است؟
سرچشمه اين اتفاق چه بود؟
بايد به به چهار ماه پيش از بحران برگرديم. يك ماه از بحراني شدن وضعيت كاغذ ميگذرد. اگر شروع بحران را اوايل مهر بدانيم، با برگشت به چهار ماه قبل به ارديبهشت و خرداد ميرسيم؛يعني زماني كه شهرداري و شوراي شهر تغيير پيدا كرد و مديران دوران قاليباف در روزنامه همشهري بودند اما آيندهاي براي خود نميديدند؛ به همين خاطر شايد نگراني براي كمبود انبار نداشتند زيرا اعتقاد داشتند در اين سمت و روزنامه نميمانند. بنابراين آن زمان سفارش صورت نگرفت زيرا اگر اين اتفاق انجام ميشد، اين واردات تا مهر يا آبان به انبار همشهري ميرسيد. اين اتفاق صورت نگرفت و زماني كه تيم جديد سكان روزنامه همشهري را به دست ميگيرد، ناگهان ميبيند كه موجودي كاغذ ندارد و گويي برهوت تحويل گرفته؛ زيرا كاغذي سفارش داده نشده و موجودي انبار صفر است. نميدانم اين اتفاق با سوء نيت صورت گرفته و يا افسردگي مربوط به ازدست دادن پستها و مسئوليتهاست. با اين حال سوء مديريتي اتفاق افتاد و كاغذ به صورت كافي سفارش داده نشد. البته يك يا دو ماه ديگر كاغذ جديد به بازار برسد، اين بحران از حيث موجودي كمرنگتر ميشود زيرا همشهري دو يا سه ماه پيش سفارش كاغذ داده است.
چرا پشت مطبوعات خالي شد؟
به تازگي از يكي از نمايندگان شركتهاي روسي كه در ايران هستند، شنيدم كه بهموقع به مديران روزنامههاي پرمصرف هشدار دادهاند كه كاغذها را زودتر سفارش دهند و حتي اگر در حال حاضر سرمايهاي براي پرداخت هزينه ندارند، دستور ساخت كاغذ را بدهند تا بعد كه ال سي باز شود، كاغذها هم ترخيص شده و به دستشان برسد، اما مديران روزنامهها براساس روند خودشان پيش رفتند و به فرصت طلايياي كه حتي كاغذ را از نقاط شمالي روسيه تا مرز آستارا خان آورده بودند، پشت كردند؛ شايد به دليل اينكه پيشبيني انتخابات را نميكردند. هر سال روزنامه همشهري و ساير روزنامههاي ديگر اطلاع دارند كه چقدر نياز دارند، چه مقدار مصرف ميكنند و چه مقدار موجودي انبار آنهاست. اين موضوع ساده است و مرز بحراني بايد پيشبيني شود.
دولت يا وزارتخانهها نبايد ورود كنند؟
فكر نميكنم وزارت صنعت در اين حوزه وارد شود؛ زيرا مسئوليتي ندارد. مسئوليت بسياري از كالاها مانند مواد غذايي و دارو و خوراك دام با وزارتخانه است و مابقي موارد همچون واردات كاغذ در دست بخش خصوصي قرار دارد. البته فرقي نمي كند دولت وارد كند يا بخش خصوصي اما وظيفه دولت واردات كاغذ نيست. اگر اين دوران را با گذشته مقايسه كنيم، به نظر من دولت خوب مديريت كرده است.
وضعيت مطبوعات چه مي شود و بحران تا چه زماني ادامه دارد؟
به اعتقاد من تا يك ماه ديگر از حيث عرضه، بازار به تعادل ميرسد اما از حيث قيمت از 3200 پايين تر نميآيد. به مطبوعات فشار مضاعفي وارد ميشود. در خصوص افزايش يا كاهش صفحات روزنامهها بايد ببينيم اوضاع بازار چگونه پيش خواهد رفت. بارها در جلسات به هم صنفان يادآوري كردهام كه در اين فضا بايد به سمتي برويم كه از فضاي مجازي بيشتر استفاده كنيم. در آينده شايد استفاده از روزنامه كاغذي به حداقل برسد و شاهد كاهش تيراژ روزنامههاي كاغذي باشيم اما گمان نميكنم كه حذف شود. اعتقادي به انقرض روزنامه كاغذي ندارم ؛ اكنون براي حذف آن زود است و اين علاقه را ميان مردم داريم.
دریافت لینک کوتاه این نوشته:
|
کپی شد! |



